برادران رايت

برادران رايت


مقاله­اي از بيل گيتس

 

دو مهندس خودآموخته که در یک فروشگاه دوچرخه­سازي کار مي­کردند، دنيا را براي هميشه به مکانی کوچک‌تر تبدیل کردند!

ويلبر و اورويل رايت دو برادرآمريکایی، با ديدگاهي که به اندازۀ آسمان بزرگ و به­ويژه به اندازۀ شرکت دوچرخه­سازي رايت فراگیر بود. شرکتي که آن­ها در سال 1892 در ديتون، ايالت اوهايو، به راه انداختند، زميني و واقع­بينانه بود. در زمانی که دوچرخه­فروشي­هاي بي­شماري در آمريکاي سدۀ جديد وجود داشت، تنها در يکي از آن­ها بال و چرخ ساخته شد. سرانجام برادران رايت رؤياي پرواز بشر را در 1903 تحقق بخشيدند و دنيا را براي هميشه به مکاني کوچک­تر تبدیل کردند.

ايدۀ پرواز از همان سنين کودکي آن­ها را محصور خود کرده بود. در سال 1878 پدرشان، اسقف کليساي برادران متحد مسيحي، به آن­ها اسباب­بازي پرنده­اي داد که از چوب­پنبه و بامبو درست شده بود. اين اسباب­بازي بدنه­اي کاغذي داشت که نيرويش را از کش لاستيکي مي­گرفت. اين دو پسر جوان خيلي زود اسباب­بازي را خراب کردند، ولي خاطرۀ پرواز قشنگ آن در اتاق نشيمن­شان با آن­ها برای هميشه باقي ماند. در اواسط دهۀ 1890 ويلبر هر کتاب و مقاله­اي را که در مورد دانش­ِ پرواز بشر پيدا مي­کرد مي­خواند. چهار سال پيش از اين‌که آن­ها تاريخ را در کيتي ­هاوک دگرگون کنند، دو برادر، نخستين ماشين پروازشان را در مقياس کوچک ساختند ـ يک کايت بدون خلبان با فاصلۀ دو بال 5 پايي که از چوب، سيم و پارچه ساخته شده بود ـ بر اساس آن تجربه، ويلبر متقاعد شد که مي­تواند هواپيمايي بسازد که «قادر به حمل يک نفر» باشد.

 

 

در حالي­که فروشگاه دوچرخه‌ساز­ي برادران رايت هزينه­ها را پرداخت مي­کرد، رؤياي جاودانۀ ويلبر براي ساختن ماشين پرواز بزرگ، الهام­بخش کارشان بود. يک­بار او گفت: «اعتقاد به امکان‌پذیر بودن پرواز ساليان زيادی او را رنج می‌داد.» و تحقق آن مشغلۀ ذهني، تنها خواستۀ برادران رايت در اتاق کار پشت فروشگاه دوچرخه‌سازي­شان بود که براي مقاومت در برابر جاذبۀ زمين و غلبه بر باد تلاش مي­کردند.

هنوز باور عميق برای تغيير دنيا، نيرويي است که شما را براي حل مشکل و پيشرفت ناگهاني راهنمايي مي­کند، نيرويي که شما را به شرط­بندي همه دارایی‌تان بر روي يک بال شکننده يا ايده­اي جديد ترغیب مي­کند. نيرويي که به تنهایی برادران رايت را به ابداع فنّاوري‌هاي جدید و مختلفی منتهی کرد که براي عملی کردن رؤیای‌شان بدان نياز داشتند.

وقتي داده­هاي هوانوردي و آزمایش‌های اولیه نشان دادند بال‌ها غیرقابل اعتماد می‌باشند، برادران رايت تونل باد خودشان را ساختند تا به بررسي موانع هوايي و سنجش تجربي چگونگي به پرواز درآوردن يک ماشين پرنده به آسمان بپردازند. آن­ها نخستين کساني بودند که شکل بال طولاني و باريک را که براي معماري یک پرواز ايده­آل مناسب بود، کشف کردند. آن­ها متوجه شدند که چگونه می‌توانند یک وسيله را آزادانه، نه فقط روي زمين، بلکه به سمت بالا و پايين در آسمان، به حرکت درآورند. آن­ها يک بالابر (سکان افقي متحرک) جلويي ساختند تا تکان هواپيماي­شان را هنگامي که به آهستگي به سمت بالا و پايين در حرکت است کنترل کنند. همچنین يک جفت سکان دوقلو در عقب نصب کردند تا تغيير جهت را از سمتي به سمت ديگر کنترل کنند و يک سيستم تسمه­اي طراحي کردند که شکل بال­ها را در هنگام پرواز براي چرخاندن هواپيما و ممانعت از انحراف آن به طرفين در آسمان تغيير مي­داد. آن­ها با درک اين موضوع که کارکرد ملخ هواپيما مانند پروانۀ کشتي نيست، و به يک بال چرخنده احتیاج دارد، نخستين ملخ­هاي کارآمد هواپيما را براساس داده‌هایی که از آزمایش‌های تونل بادشان به دست آورده بودند، طراحی کردند، و وقتي متوجه شدند در آن زمان موتور سبک با سوخت بنزين وجود ندارد، تصميم به طراحي و ساخت آن گرفتند. اين موتور 12 اسب بخار توان و 152 پوند وزن داشت.

 

نبوغ لئوناردو داوينچي ماشين پرنده را به تصویر کشید، ولي تحقّق آن مستلزم کاربرد روشمند علم توسط اين دو مکانيک دوچرخۀ آمريکايي بود. هواسُرهاي بدون سرنشين که نتيجۀ نخستين تلاش‌هاي آن­ها بود، به طور نامنظّم پرواز می‌کردند و دستخوش وزش هر باد تندي بودند، ولي برادران رايت به کمک تونل بادشان

 

داده­هاي بيش­تري در مورد طراحي بال نسبت به افراد پيش از خودشان گرد آوردند و جداول محاسباتي را تهيه کردند که امروزه هنوز معتبر هستند. آن­ها با استفاده از این اطلاعات، فلاير 1903، ماشين پرندۀ اسکلتي ساخته شده از چوب صنوبر، خاکستر و موزلين را با فاصلۀ بين دو بال 40 پا و وزن بدون سرنشين حدود 600 پوند گسترش دادند.

در هفدهم دسامبر 1903، در حالي­که اورويل کنترل را در دست داشت، فلاير با تکان‌های شدیدی از کيتي هاوک بلند شد و 120 پا (کمي بيش­تر از نيمي از فاصلۀ ميان دو بال بويينگ 747-400) پرواز کرد. آن پرواز 12 ثانيه­اي دنيا را دگرگون کرد و مرزهای جدیدی را در برابر انسان‌ها گشود و دسترسي بشر را به مکان­هايي ممکن ساخت که هرگز پيش از آن تصورش را نکرده بود. اگرچه شاهکار برادران رايت زندگي را در قرن بيستم دگرگون کرد، روز بعد فقط چهار روزنامه در ايالات متحده اخبار موفقيت آن­ها را درج کردند آن هم به عنوان خبرهايي که به خاطر اغراق بيش از حد، قابل بحث نبودند.

برادران رايت فقط یک نوع ابزار را اختراع کرده و به ما دادند، وظيفۀ افراد و کشورها بود تا از آن استفاده کنند. هواپيما، هم صلح و هم جنگ را دگرگون ساخت و خانواده­ها را گرد هم آورد. روزگاری، اگر فرزند يا بستگان نزديک کسی، وطنش را به مقصد آمريکا ترک مي­کرد، خانواده و دوستانش برایش گریه می‌کردند، زیرا هرگز دوباره او را نمي­ديدند، اما امروزه، نوۀ آن مهاجر مي­تواند به راحتی از فراز اقيانوس‌های وسيع تنها ظرف شش ساعت به زادگاه خود برگردد. و با خانواده و بستگان خود دیدار کند از طرفی دیگر هواپيما با تبديل جنگ‌های بین‌المللی به امري آسان، به جدايي هر چه بیش‌تر خانواده­ها از يکديگر نيز کمک کرد.

 

برادران رايت يکي از بزرگ­ترين نيروهاي تاثیرگذار فرهنگي را هم تراز با پيدايش خط پديد آوردند، چون ابداع آن­ها به طور مؤثّر به وب جهاني آن دوره تبديل شد و مردم، زبان­ها، ايده­ها و ارزش­

ارزش­ها را به هم نزدیک کرد. همچنين آغازگر عصرجهاني­سازي بود، چرا که مسيرهاي بین‌المللی پرواز به صورت اَبَرشاهراه­هاي يک اقتصاد بين­المللي در حال ظهور نقش اساسی ایفا کردند. آن اَبَرشاهراه­هاي آسمان، نه فقط کسب و کار بين­المللي را دگرگون کردند، بلکه همچنين اقتصادهاي بسته را باز کردند، مردم­سالاري را در اطراف جهان اشاعه دادند و هر نوع مانع سياسي را از سر راه برداشتند، و مسيري را براي مسافران ايجاد کردند که سرانجام به فراتر از جوّ زمين منتهي شد.

بنابراين، برادران رايت و اختراعشان، انقلابي را به وسعت انقلاب­هاي صنعتي و ديجيتال آغاز کرد، ولي آن انقلاب به طور شانسي يا اتفاقي به وقوع نپيوست. اين بصيرت، حاصل عزم راسخ و کاربرد روش­شناسي علمي بود که اورويل و ويلبر را قادر ساخت تا پاي نسل بشر را به آسمان­ها باز کنند. حاصل کار برادران رایت به ما یادآوری می‌کند که اولاً نبوغ به اصل و نسب ربطي ندارد و دوماً اين‌که ما نمی‌توانیم دنياهاي جديد را با گذر از آب­هاي بی‌تلاطم و امن کشف کنیم. پس از ده سال بازاندیشی، حتّی اورویل رايت تصديق مي­کند که «من با حيرت به جسارتمان در تلاش براي پرواز با يک ماشين جديد و امتحان­نشده نگاه مي‌کنم.»

اکنون، چه کسي مي­داند برادران رايت بعدي کجا پيدا خواهند شد، در چه سطحي از مدرسه درس مي‌خوانند، يا در چه گاراژي در حال ابداع پرندۀ فلاير بعدي عصر اطلاعات هستند. وظيفۀ ما اين است که اطمينان يابيم، آن­ها هرکجا که هستند، شانس تداوم مسيرشان و حفظ و تداوم منبع الهام‌بخش‌شان را دارند. ما بايد درک کنيم که پيشرفت­هاي مهندسي فقط مکانيکي یا علمي نيستند. آن‌ها نيروهاي آزادي­بخشي هستند که مي­توانند پیوسته زندگي مردم را بهبود بخشند. با فرا رسيدن قرن بيستم، چه کسي تصور مي­کرد که يکي از بزرگ‌ترين پیشرفت‌های اين قرن را مديون دو جوان آمريکايي خوش‌چهره و گمنام باشيم که بالاترين و آرمانی‌ترین رؤیای بشر را جامة عمل پوشاندند و به همگي ما، براي نخستين بار، قدرت درنورديدن آسمان را ارزاني کردند.

 

تاريخچۀ پرواز



روز تاريخي

چشم­انداز: جابجايي شن­هاي تپّه­هاي کيل دِويل هيلز به وسيلۀ باد، 4 مايل در جنوب کيتي هاوک ، کاروليناي شمالي.

زمان: در حدود 10:35 صبح پنج­شنبه 17 دسامبر 1903.

شخصيت­ها: اورويل و ويلبر رايت و پنج شاهد محلي.

 

يک ماشين پرواز با ظاهری کهنه که از پارچه براي ساختن بال­های آن استفاده شده است براي ساختن تاريخ آماده است. اين ماشين پرواز از دو بال که بر روي يکديگر قرار گرفته‌اند، تشکيل شده و داراي يک سکان افقي و يک سکان دوتايي در پشت بال­ها مي­باشد. يک موتور با توان 12 اسب بخار بر روي سطح بال زيري نصب شده است. در سمت چپ اين موتور، مردي به نام اورويل رايت بر روي بال زيري دراز کشيده است، به گونه­اي که با باد سرد دسامبر روبرو است. در پشت، دو ملخ در حال چرخش هستند که به وسيلۀ

زنجير و چرخ به همان موتور متصل شده­اند. ماشين در امتداد يک ريل پرتاب 60 پايي بر روي زمين مسطح شروع به حرکت مي­کند. ويلبر رايت در امتداد سمت راست، ماشين در حالي­ که نوک بال را نگه داشته که با زمين برخورد نکند، در حال دويدن است. نزديک انتهاي ريل، ماشين به هوا بلند مي­شود. در اين لحظه، جان دانيل از ايستگاه نجات کيل دِويل عکسي مي­گيرد که مهم­ترين لحظۀ تاريخ هوانوردي را براي تمام زمان­ها به وجود مي­آورد (شکل (4)). ماشين با سرعتی يکنواخت به پرواز در مي­آيد، ناگهان به ارتفاع 10 پا مي­رسد و سپس به سرعت به طرف زمين سرازير مي­شود. اين پرواز نامنظم 12 ثانيه ادامه پيدا مي­کند تا اين­که ماشين 120 پا جلوتر از نقطه­اي که از روي ريل بلند شده بود، با سرعت به ماسه­ها برخورد مي­کند. اين پرواز، نخستين پرواز در طول تاريخ بود که يک ماشين به وسيلۀ توان موتور خودش به پرواز در آمد در حالي که انساني بر آن سوار بود.

اين وسیله، ماشين فلاير 1 برادران رايت بود که در شکل­هاي (3) و (4) نشان داده شده است و اکنون در موزۀ هوا فضاي اسميثونيال در واشنگتن­ دي­سي نگهداري مي­شود. پرواز در آن روز سرد 17 دسامبر خيلي مهم بود، زيرا رؤياي قرن­ها پيش به حقيقت پيوست و منجر به روش جديدي در زندگي شد. برادران رايت را با نخستين پرواز واقعي يک ماشين سنگين­تر از هوا و داراي موتور و به همراه موفقيت‌هاي بعدي که طي پنج سال آينده با آن روبرو شدند، به راستي مي­توان از پيش­کسوتان مهندسين هوانوردي در تاريخ به شمار آورد.

بعضي از مورّخين تمايل دارند كه آن­ها را تعميركاراني معرفی کنند كه اتّفاقي و سهوي به پرواز دست یافته‌اند. افراد ديگر ادعا مي­كنند كه موفقيت آن­ها به دليل استفاده از نتايج آزمايش­هاي پيشگامان قبل بوده است. مسلماً‌ برادران رايت نيز اين كار را انجام دادند،‌ زیرا برای گسترش دانش بسیار ضروری است. درواقع برادران رايت مرداني جوان، بسيار مستعد و دورانديش بودند كه موفقيت­ و شكست­هاي ديگران را مطالعه كردند و روش‌های منظم و علمي داشتند و پشتکار، فداکاري و نبوغ آن‌ها در آغاز قرن بيستم، موجب پرواز با نيروي محرکه را ايجاد نمود.

 

تاريخچة پرواز - تلاش­هاي صورت گرفته پيش از برادران رايت

بديهي است كه مشاهدۀ پرواز پرندگان در هوا، انسان را به فكر پرواز و عملی کردن آن انداخت. لذا عجيب نيست كه نخستين تلاش انسان براي پرواز با استفاده از بال­هاي شناور (بال زدن در هوا) همانند بال پرندگان باشد. زيرا اين كاري است كه پرندگان انجام می‌دهند و از آن استفاده مي­كنند.

 


در يونان باستان، مردان زيادي بودند كه با بال­هايي همانند بال پرندگان پرواز كردند. در داستان ديدالوس و پسرش ايكاروس چنين آمده است كه آن­ها با پرواز از جزيرۀ كريت ، جايي كه در آن‌جا زنداني بودند، فرار كردند. آن­ها بال­هايي از پَر درست كردند كه به وسيلۀ موم به هم چسبيده بود. ايكاروس كه جواني بي­پروا بود، با وجود هشدار پدرش تا نزديكی خورشيد پرواز كرد و گرماي خورشيد باعث شد كه موم­ها آب و بال­ها جدا شوند. با آب شدن موم­ها، ايكاروس از آسمان افتاد.

او در دريا سقوط كرد و اين يكي از نخستين سقوط­هاي تاريخ، دست­ِكم در دوران باستان بود. اين مطالب ممكن است برخلاف واقعيت­هاي علمي باشد، ولي اين داستان به رؤياي پرواز در ذهن انسان در زمان­هاي دور تاريخ اشاره مي­كند. موضوع بال­هایي برای پرواز در قرن­هاي بعدی، افكار انسان را كه رؤياي پرواز داشت، به خود مشغول كرد. معروف­ترين شخص در ميان كساني كه رؤياي پرواز داشتند، لئوناردو داوينچي است كه البته بيش­تر به خاطر كارهاي هنري­ خود معروف است. او فرد مستعدي بود و نقش زيادي در پيشرفت علم زمان خود داشت. داوينچي اين ايده را داشت كه قدرت بازوي انسان بايد به وسيلۀ ابزارهايي همانند شكل (6)، تبديل به نيروي بالابر و جلوبرنده شود.

با وجود اين‌كه او خيلي باهوش بود ولي متوجه بی‌نتیجه بودن این راه برای پرواز نشد. ولي به هر حال اين تلاش­ها در پيشرفت و تقويت ايدۀ پرواز انسان مؤثر بود.

 

پرواز پيمايه­هاي سبك­تر از هوا

مشاهدات تجربي نخستين نشان مي­داد كه دود و حتي ذراتی، مانند خاكستر كه در حالت عادي بايد به سمت زمين سقوط كنند در اثر هواي گرم بالا مي­روند. جوزف و اِتين مونت­گوليفر ارزش اين پديده را فهميدند. آن­ها مرتباً آزمايش­هايي را با کيسه­هاي کاغذي و پارچه­اي انجام می‌دادند که درون آن­ها هواي گرم بود. این دو محقق، نخستين بالن هواي گرم را ساختند و پس از چندين نمايش همگاني از پرواز بدون مسافر، شامل سفر 8 دقيقه­اي يک بالون که حامل يک گوسفند، يک خروس و يک اردک بود، براي گام بزرگ بعدي آماده شدند. در ساعت 1:54 بعد از ظهر 21 نوامبر سال 1783، نخستين پرواز با مسافر به مدت 25 دقيقه انجام گرفت. اين بالون که حامل دو نفر به نام­هاي پيلاتو دي روزير و مارکوئيس دارلاندز بود، 5 مايل در آسمان پاريس پرواز کرد. آن نخستين پرواز در تاريخ بود که يک انسان از زمين بلند شده بود و براي مدتي در هوا به سر مي­برد. با فاصلۀ کمي پس از اين رويداد، فيزيکدان برجستۀ فرانسوي، چارلز، بالونی هيدروژني ساخت و در اوّل دسامبر 1783 در پاريس به پرواز در آورد. 

بالاخره انسان از زمين به هوا برخاست! بالون­ها، که پيمايه­هاي سبک‌­تر از هوا بودند، هيچ تأثيري بر روي پرواز سنگين­تر از هوا نگذاشتند. به هر حال آن­ها باعث ایجاد علاقۀ همگان برای پرواز در هوا شدند. افزون بر اين، بالون­ها تنها پيمايۀ پرواز انسان براي تقريباً صد سال بودند.

 

پرواز پيمايه­هاي سنگين­تر از هوا

در همۀ سال­هايي كه انسان تلاش مي­كرد با پرندگان برابري پيدا كند، به اين نكته توجه داشت كه تنها روش پرواز، استفاده از روش اين حيوانات؛ يعني بال شناور است. روش­هاي ديگري در پرندگان برای پرواز وجود دارد كه يك نوع آن سُر خوردن با بال­هاي ثابت است كه از انواع ديگر متداول­تر است. پرندگان زيادي وجود دارند كه با اين روش، موقعيت ارتفاعي ثابتي را در زمان قابل‌توجهي حفظ مي­كنند.




Asemane Iran







Top